دیروز از جلو مغازه میوه فروشی رد میشدم نوشته بود بلوط تازه

با خودم فکر کردم آخرین مرتبه کی من بلوط خوردم؟

اطلاعاتمُ مرور کردم دیدم یاس این همون میوه ایِ ک در عصریخ بندان دیدم ک:)

همیشه در اولین ها محتاطم

منطقی ام هس شاید خوشم نیومد خب

اومدم ب آقای میوه فروش بگم ی پلاستیک کوچیک بلوط بدین گفتم

 بزار دوتومنش کنم زشت نباشه

ی نگاهی بمن کرد

 و من در حالی ک هیجانمو کنترل میکردم

 قیمت موز رو مثل این میوه خرهای حرفه ای پرسیدم :دی

یارو بی فرهنگ ی مشت گذاشت تو ترازو داد دست من گفت امر دیگه ای باشه
تشکر کردم اومدم بیرون 
ینی شاید باورتون نشه اما دقیقن 7تا بلوط بیشتر نبود

لامصب اینقدر کوچیک و تیره بودن ک نمیشد پز داد تو محل

ب شارژ دو تومنی ایرانسل قسم حتا ی چن ثانیه هم سر کوچه ایستادم 

خرامان خرامانم میرفتم اما شانس من هیچکی نبود

حالا اگ کسرا ضبطشو عوض کنه هزار نفر تو کوچن

ولش کن اصلن:(

رفتم کار2 از آشپزخونه آوردم

  مثل القاعده ایها ی راز تک نفره داشتم:)

مزش شیرین بود خاک بر سر

از اون شیرین بی بخارا

خرمالو ب این شرف داش بجون پرسپولیسیا:دی


+از لیوان ها

به لیوان شکسته فکر میکنی !

از آدم ها

به کسی که از دست داده ای ؛

            به کسی که به دست نیاورده ای !

همیشه

  چیزی که نیست

            بهــــــــتر است  ..

++پیشاپیش برای استقلال در شهرآورد آرزوی موفقیت می کنم!


+++(میتونین دو تا نظر بزارین 1 متن 2+ها)