|
شبانه . بلاگفا همه لذت نوشتن در اینه که خودت بنویسی
| ||
|
با تو دعوت به بهاری ممتدم من یه درصد بودمو با تو صدم خوشحالم کلا عاشقانه آدمو گرم میکنه کرم داره عشق!
[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 9:0 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
سیم این تلویزیون به کجا وصل شده که ما توش نیستیم؟ گاهی معلوم نیس مردم کین؟
[ شنبه سی ام اردیبهشت 1391 ] [ 9:34 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
اسم تو اول هر جمله که باشه دلپذیره حالا میخاد اسم تو خدا باشه یا هو یا...(شبانه.بلاگفا)
[ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:55 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
به تابستونه دستات احتیاج دارم بیا تا خون بریزی تو زمستونم قدمهات آخ چه پاییزی رو میسازه بریز طرح بهارو تویه چشمونم...
[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 0:52 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
همین نگاه ساختگی تو تو را از دنیای آراستگی من د و ر میکند
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 9:45 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
دلم میخواد داد بزنم خانومه سرماخوردگی نمیشه دست از سر من در فصل بهار برداری؟ خانومه سرماخوردگی!
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 9:49 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
چرا لبخند مصنوعی میزنی چرا تظاهر می کنی هستی آدم آهنی که حتما نباید سیم بهش وصل کرده باشند ربات که حتما نباید شاخ داشته باشه! شبانه.بلاگفا
[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 0:47 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
مبادا خودتو بخاطر اخلاقه ناجورت سرزنش کنی تقصیر تو نیست عزیزم جنس دل ما چینیه
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 10:0 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
یه تصویره زیبا ،سینه ی دیواره بهش سپردن که، میخو نگهداره! بهترین تصویرم تنهاس وقتی نیستی بهترین تصویرم، امیدش دیداره! شبانه.بلاگفا
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:38 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
هی رفیق وقتی غریبه میشوی با من خنجرت را طوری فرو کن که از خواب رفاقتمان نپرم و یادت باشد که من خط سیاه را دوست دارم خط سیاه چشمانت را
[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:36 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
کاش ریه هامو خالی میکردن و اجازه میدادن در هوایی که انتخاب میکنم نفس بکشم
[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 10:34 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
دوریم اما از هم جدا نیستیم عشق معادلات را به هم میریزد
[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 10:30 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
بهار جان آنقدر دیر نکن که همه طلبکار تو باشیم! شبانه . بلاگفا
[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:27 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
من را به من : شباهت بسیاریست! شبانه . بلاگفا
[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:26 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
اگه سرده شاید احساس نداری اگه تاریکِ که بستی چشاتو اگه خوبی با من حتما که خوابی!!! اگه من رو میخوای باز کن لباتو
[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 9:24 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
اگه حمایت مارو میخوان باید بفهمن ما چی میگیم گاهی عروسی میبرنمون واسه بار کشی!
[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:21 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
پایم را از خانه بیرون می گذارم شعر می ترسد
[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:19 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
شاعران گسترنده ی مهربانی اند گوشه گیر دامن خدا
[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:17 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
ل ا م این نظری بود که امروز برای دوستم چگامه گذاشتم و با اجازش برای شما هم میزارم (راجع به معلم بود و فضای سیاه مدرسه) منم خاطره ی خوبی ندارم اما دیروز هم به اساتید هم معلمهام زنگ زدم و تبریک گفتم
همه ی کتابهای ادبیات
یا وقتی سعی میشد مصدق رو بد نشون بدن
و 15سال از همسر و بچه ش جداش کردند و بازم همون اراده رو حفظ کرد معلم من سیمون بولیواره که میگفت روی پاهام میمیرم تا نخام روی زانوهام زندگی کنم معلم من نلسون ماندلاس یک مبارز معلم من حجازی ست گلبرگ مغروری که از بی آبی میمیره اما با خواری و خفت پی شبنم نمیره همون حجازی که موقع ترخیصش از بیمارستان با اون حالش تا دم در پیش نگهبان شخصا حاضر میشه تا تشکر کنه از وظیفه ش (بشناسیم در چه عصری هستیم) معلم من شد مسعود سعد سلمان معلم من زندانی برزیلی ست که در بازجویی زبون خودش رو با چنگال قطع میکنه تا حساب کار دسته شکنجه گر ها بیاد تا نشون بده که انسان کی هست معلم من اون پیرمردیه که باوجود اینکه در آخرین روزهای عمرش هست اما نهال درختی رو میکاره که در نسل بعد ثمره می ده معلم من عین متنه نه حاشیه معلم من دچار سیاست نمیشه خدایا: چگونه زیستن رو بیاموزم که چگونه مردن رو خودم بلدم
[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:16 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
نبودت صحرایه چشمامو دریا کرد شبانه مهر رویه لبهامو وا کرد کسی میتونه عاشق باشه اینجوری؟ کسی که بشکنه از واژه ی دوری ...
[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:13 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
وقتی به خدا می اندیشم لفظ برایم معین نیست واژه گم میکنم برای تعریف
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:7 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
هر لحظه تورو میخوام هرلحظه و هر لحظه من پیش تو که هستم یک لذت بی مرزه بی عشق عزیزه من زندگی نمی ارزه این دوری ما از هم دیوونگی محضه
[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:4 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
سه چیز در زندگی به پیشرفت من لطمه زد: 1-تکنولوژیهای که برای بیکاری بود و من دیر متوجه شدم مثه تلویزیون،همراه و.... 2-تکرار تکرار شده ها 3-...
[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 9:59 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
گاهی این سایه ی شمع نیست که میلرزد تن دیوار است
[ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 9:58 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
میخام چنگ بندازم از یقه ی آسمون بگیرم و بکوبمش زمین بد حسیه عصیان
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 9:56 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
اگر آنطرف دیوار را نگاه می کنی که مرا نمیبینی از ارتفاع منم هایت کم کن
[ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 9:55 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
این گلوله ها که مشقی نیست مرگ شوخی خطرناکی ست بابت این شعر بی ربط عذرخواهم
[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 9:52 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
جهت وزش بادها کدام طرف است؟ با تو چکار دارد این هیجان کاذب رفتن؟
[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 0:48 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
دیدین گاهی ما مثلا بزرگ شده ها می خوایم یه کارایی بکنیم میگن خجالت بکش تو دیگه بزرگ شدی (البته در جمع دوستان نره غول هم میگن یا خانوما شاید خرس گنده میگن یا کارتون دوستا میگن بیخیال شرک و...) خلاصه دل رو به دریا زدم و بدون اینکه کسی متوجه بشه لیوان شیرم رو به سبک تام (گربه ی دوست داشتنیه جری!) نوش کردم . یک حس جالبی داشت که دوست دارم خودتون امتحان کنین زبونتونو بزنین به شیر و سعی کنین لیوانو تموم کنین عمرا بتونین! همیشه وقتی بهم میگن این کارو نکن به یاد اندره ژید که میگه : نرمی شنهای ساحل رو با امتحان راه رفتن بر آن بپذیرید! میگم باید یه بار امتحان کنم
[ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 0:38 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
هر 60تا یکی هر 365تا یکی هر 500هزار تا یکی هر..... هر چند عدد سیاره زمینی رو که ساختی خراب میکنی ؟ 2012 رو قبول ندارم
[ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 9:38 قبل از ظهر ] [ شبانه ]
|
||
| [ تقریبا خودم!طراح قالب : | ||